تبليغاتX
SubWay

subway2008

SubWay

subway2008

http://subway2008.blogfa.com

SubWay

SubWay

SubWay

روز های دور و نزدیک

SubWay

SubWay
روز های دور و نزدیک
عیدم مبارک

امشب هوس کردم بیام اینجا و خاطره اولین عید دور از خانواده رو برای روزهای خوش آینده ثبت کنم.

امسال عید و با هم خونه ایم دو نفری جشن گرفتیم البته من خیلی دوست داشتم که هم زمان تلویزیون ایران رو هم ببینم دلم قینج می زد برای اون تیک تیک ساعت قبل سال تحویل اما نشد چون انگار خیلی ها مثل من دوست داشتن اون تیک تیک رو بشنون و سایت شلوغ شده بود... خلاصه مجبور شدم به برنامه زنده شبکه بی بی سی فارسی رضایت بدم البته یه برنامه زنده هم از شبکه ملی سوئد هم زمان پخش می شد. بعدا هم که فهمیدم امسال تو شبکه های خودمونم هیچ خبری از تیک تاک نبوده کلی دلم خنک شد امسال درسته که من دور از خانواده بودم اما اصلا احساس تنهایی نکردم فقط نمی دونم چرا یکم گریم گرفته بود که اگه هم خونه ایم نبود می زدم همونجا زیر گریه...میدونین یه حس غریبیه الکی آدم گریش می گیره...اما در عوض یه سفره انداختیم در حد تیم ملی و کلی شیرینی پختیم به یاد ایران.

عیدمون مبارک وصد سال به این سالها

با مامانم که صحبت کردم گفت کلی برا من عیدی دادن و گفتن برام بزارن کنار که وقتی بر گشتم بدن بهم...خوش به حالم

7 سین سال 88 در استکهلم

+ نوشته شده در 2009/3/29ساعت 1:8 AM توسط SubWay |
قدر مطلق
به صفر فکر میکنم و به یک. به سیاه و سفید. به اینکه توقفگاه و وقفه ای بین این دو نباشد.صفر باشد یا یک، سفید باشد یا سیاه.

به این شیوه قیاس قدر مطلق ی فکر میکنم، به "لبه تیز مرز" بین این و آن.

به جبر و قطعیتی که در قدر مطلق ریاضی است و به نسبیت ی که اخلاقیات جامعه دارد.

به اینکه من نوعی مرز بین صفر و(یا) یک باشم یا مرز بین صفر و(یا) منفی یک. به اون لبه تیز معیار(ترازو) سنجش دیگران شدن. به اینکه معیار و مبدا، سنجش دیگران بودن.به مبدا مختصات شدن. هرچه سمت راست است مثبت و خوب و هرچه سمت چپ است منفی و بد یا چه میدانم شاید برعکس.

نه ، نه من و نه هیچ کس دیگری ترازوی سنجش دیگران نیست.

+ نوشته شده در 2009/2/25ساعت 10:22 PM توسط passenger |
سٍملا خورون
سملا یه شیرینی مثل نون خامه ای یا نارنجک خودمون(همشهریام می فهمن چی می گم) بعد اینا تو ماه رمضونشون می خورن البته از کل کار هایی که باید بکنن فقط همین رو انجام میدن.
دیروز یه  ایمیل گرفتم که فردا سملا خورونه هرکی می خواد باید سفارش بده.
حالا امروز رفتم در کمال تعجب می بینم همه نشستن سبیل در سبیل از رییس دپارتمان تا دانشجوهای مستر دارن سملا می خورن اونم با چه ولعی....
منم امتحانش کردم بسی خوشمزه بود....قیافشم جالبه به نظرم...خوشم اومد

اطلاعات بیشتر هم اینجا ست

swedish semlaswedish semla

+ نوشته شده در 2009/2/24ساعت 10:48 PM توسط SubWay |
کدوم طرف؟
اون : میشه بگی "دقیقا" تا حالا شده طرف من باشی؟

من : نمیدونم. شاید آره شاید نه!

اون : یعنی چی؟ جوابش یا آره است یا نه!

من : نمیدونم، چون "دقیقا" نمیدونم تو تا حالا کدوم طرفی بودی!

+ نوشته شده در 2009/2/11ساعت 6:49 PM توسط passenger |
مسافر
منم مثل شما یک مسافرم. اینجا مترو ماست، میخوایم حرفهای درگوشی مون رو یک کمی بلندتر بگیم. هنوز مقصد معلوم نیست ولی سعی میکنیم از سفرمون لذت ببریم، ما و شما.
+ نوشته شده در 2009/1/24ساعت 4:49 PM توسط passenger |

هنوز نمی دونم قراره اینجا چیکار کنم...روز نوشته باشه...خاطره باشه...اطلاعات باشه...دیدگاه باشه.... خلاصه معلوم نیست کی به کیه یا چی به چیه. الان خودم هم با خودم در گیرم. به محظ اینکه با خودم کنار بیام اولین پست نوشته می شه.

با تشکر

SubWay

+ نوشته شده در 2009/1/23ساعت 2:31 AM توسط SubWay |